یلدای 93
دیشب یعنی شب یلدا تصمیم گرفتیم با عمه طیبه اینا بریم خونه عمو حامد(که مجرده تنها نباشه)
شب خوبی بود همه دور هم بودیم
تو هم حسابی با امیرحسین بازی کردی
البته بینیت هم زخم شد.از دور اومدی اول فکر کردم خون دماغ شدی بعد دیدم نه زخم شده
مثل همیشه عکس انداختن رو دوست نداری به زور فقط چندتا عکس از تو وامیرحسین انداختم





اینم بینیت که زخم شده
موهاتم بلند شده اما بابایی میگه فعلا کوتاهش نمیکنم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یلدای 93 

